آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
پيشگفتار 25
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى )
مىخواستم در فصل واقعات از نادرات ، مرقوم دارم ولى چون از گزارشات يوميه بود ، قلم تندى كرد ، به رشتهء تحرير كشيده شد » . * * * نگارش كتاب با توجه به مطالب آن ، در مدت كمتر از سه ماه صورت گرفته است . مردى آن را نوشته كه زندگى روزمرهء او با زيارت ، عبادت ، سياحت و مراودات سياسى و اجتماعى بسيار ، همراه بوده و اگر گرفتارى زن و بچه و يا مشغلهء كسب و كار نداشته ، در عوض دست و پنجه نرم كردن ، با مشكلات ناشى از نبودن همين دستگيرهها ، و نيز فعاليتها و دلهرههاى سياسى ، وقت زيادى از او مىگرفته است . اگر نگارش اين خاطرات ، در مدتى چنين كوتاه ، هنگام تعطيلات تابستانى يا استراحت براى فرار از خستگيهاى زندگى روزمرّه در دهكدههاى فرانسه يا يكى از كوهپايههاى سويس يا در يكى از روستاهاى خودمان به رشتهء تحرير كشيده مىشد ، چندان برايم شگفتى نداشت ، زيرا شخصى تصميم گرفته بود كه تعطيلات و استراحت خود را مفيد بگذراند و هدر ندهد و يا نويسندهاى بود كه نوشتن هواى تنفسش شمرده مىشد ! امّا نويسندهء اين كتاب ، به قول خودش مجنونتر از اين حرفهاست و از همان ابتدا راه و رسم خود را روشن مىكند كه : عاقل به كنار آب تا پل مىجست * ديوانهء پابرهنه از آب گذشت وجودش آهنگ عشق ائمه را سر مىدهد و سر پرشورش آرزوى قربان شدن و آرميدن در خاك دوست را در خود مىپرورد . شعرى هم اگر مىسرايد برخاسته از احساس اين عشق و پيشكش به ولايت معشوق است . وطنخواه است از جهل مردم رنج مىبرد . امر به معروف و نهى از منكر يكى از اركان روابط اجتماعى اوست . شوخطبع و خوشمشرب و گاه تندخو و عصبى است . كنجكاو و جستجوگر است . دقيق مىبيند و منقّدانه بررسى مىكند . سالهاى سال يعنى نزديك به يك قرن مىگذرد و از ميان تمام دستنوشتهها و روزنامههاى نويسنده تنها يك ديوان شعر - كه اميد است به زودى چاپ شود - و اين